رژیم
-
تاریخ: 1397/12/21 ساعت: 0:52
چند سال پیش صورتم جوش میزد سال ها تحت درمان پزشک بودم و داروهای متعدد و چرک خشک کن و آخر و عاقبت دو سال روآکوتان مصرف کردم. نتیجه اش صرفا در زمان مصرف پوست بدون جوش اما خشک بود و در زمان قطع دارو پوست
در سرم هزار برنامه است ..
-
تاریخ: 1397/12/21 ساعت: 0:52
خب من هم مثل همه یکی از آرزوهایم پولدار شدن است... اما نه پولدار شدن معمولی از آن فوق پولدارهایی که می توانند یک مملکت را بخرند! دوست دارم بتوانم شهرکی از خانه های زیبای ویلایی بسازم و برای چند سال او
تلخ تر از جان دادن
-
تاریخ: 1397/12/21 ساعت: 0:52
برای کاری فال حافظ گرفتمکاملا تفننینوشته بود در فروردین خبر خوشی دریافت خواهی کردناگهان به ذهنم رسید که امکان دارد خبری از مامان برسد؟شاید باورش برای خودم هم سخت است که بعد بیست سال منتظرش هستم ...منتظر بوی پیراهنش شاید .. یوسف منمامان نیست و دیشب تا حالا سوالی در ذهنم میچرخد که چرا من مامان نداشتم؟...
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
-
تاریخ: 1397/12/21 ساعت: 0:52
مثل موج روزهای طوفانی رفتمثل آنها که به صخره میکوبندهمانطور کوبندههمانقدر بی رحمبرایش هزار آرزوی خوب دارم..اما در دل تنگم گله هاست ...
بوی پیراهن یوسف
-
تاریخ: 1397/12/21 ساعت: 0:52
هر جا که توانستم در نجف در کربلا در مسجد کوفه برایش نماز قضا خواندممامان خیلی دست و دلباز بود. بخشنده بود. محال بود کسی برایش کاری کند و جبران نکند.آن شب مادربزرگ بعد از بیست سال انگشترش را به من برگرداند.مامان ... خیلی دوستت دارم ..هنوز
دلم تنگ است ...
-
تاریخ: 1397/12/21 ساعت: 0:52
روایتی خوانده بودم که آخرالزمان آدمها از کنار گورستان که میگذرند به مرده ها حسرت میخورند که خوشا به حالتان نیستید که ببینید حال ما را ..یادم نمی آید هیچ دوره ای از زندگی ام خواسته باشم در این دنیا بمانم..این روزها اما دلم میخواهد بروم.. همانقدر حسرت رفته ها را میخورم.
مش
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 9:24
از مطب دکتر برگشته بود. رفته بود سونوگرافی چکاب کلیه و کبد ومن داشتم شوخی میکردم که خب جنسیت بچه مشخص شد یا نه و اسمش را چی قراره بذاریم؟ وسط حرفهایم هی گفت به بابات گفتی ؟ به بابات گفتی؟ دلم گرم شد ...خودش از دکتر آمده بود و توی مسیر بود وقت مکالمه مان ظهر بود اما دلش شور شب را میزد که سردم نشود و ...
دیشب خواب دیدم عروس شده بود و من آخر مجلس رسیدم
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 9:24
مرضیه داشت از برنامه هایش برای عروسی اش میگفت. از سالنی که دوست داشت انتخاب کند..از شام عروسی حبه حبه قند در دلم آب می شد و گفت قرار است 9 شهریور باشد. کله قند در دلم آب شد.. چه کادویی بهتر از دیدن دوستت در لباس سفید عروسی در روز تولدت ... خوشبخت شوند...
روزهای تنهایی اما شاد ...
-
تاریخ: 1395/9/4 ساعت: 16:13
گوش شیطان کر خیلی شاد و خوب و موفق جلو می روم. جدا شدنم بعد از دو سال واقعا انرژی بزرگی بود. الحمدالله هیچ چیز دستم را نگرفت غیر از یقین به بی عدالتی محض این دنیا و انتظار برای گشایش ... ولی می دانی ... یک چیز خیلی مهم یاد گرفتم. خیلی محرمانه و بزرگ و مهم. مثل یک گوهر ناب که فقط باید به اهل دلش بگوی...
همه چی آرومه
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:07
وسط حال یک پتو مسافرتی سبز با گلهای قرمز پهن کرده ام و کتاب و جزوه هام دورتا دورشو گرفتن. لپ تاپ رو روشن کرده ام و جداول توزیع نرمال Z رو از توش پیدا میکنم. هوا ابریه و پنجره هال و اتاق خواب رو باز گذاشتم و جریان نسیم مطبوعی تو خونه پیچیده. از آشپزخونه بوی ماش پلو میاد. بلوز و شلوار مشکی محرمیم رو پ...
ارشد
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:07
بعد از سالها درس نخواندن ، درس خواند چقدررر شیرین است. من چند ماهی است به آرزوی دیرینه ام رسیدم. امتحان ترم یک عشق بود. گرچه معدلم صفر هم نمی شود!!
اصالت
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:07
فکر می کردم از زمان دانشگاه دوستم دارد ... فکر میکردم پشت این دوست داشتن توجه به زیبایی های اصیلی وجود دارد که او متوجه آن شده است ... فکر می کردم قلب وسیع و اندیشه بزرگ برایش فراتر از هر چیزی است ... اشتباه میکردم وقتی از احساسش پرسیدم گفت من و احساس؟!! من هیچ احساسی نداشتم. نمی خواهم هم صحبتش شوم ...
سر کین داری ای چرخ ....
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:06
بازرسی های محل کار انگار تمامی ندارد... هنوز جدایی ام قانونی نشده... کلاسهای ارشد را نرفته ام... حالم از خودم و این دنیا بهم میخوره... مرگم آرزوست ...
شکنجه کن منو ...
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:06
با یک دوست حرف میزدیم... دلخور بود که حواسم به شرایطم نیست ... که من دیگر دختر خانه ی بابا نیستم... میگفت حتی هنوز جدا نشده ای و شرایطتت را نمیفهمی ... دلخور بود که مثل مجردها رفتار کرده ام ... نمیخواستم ادامه بدهد ... گفتم میدونی چه آهنگی نو ذهنم پلی میشه ؟ جنگل ابی دوباره ادامه داد ... گفت دفعه آخ...
شکوفه مان آسمانی شد ...
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:06
ببار ای ابر بهار با دلم به هوای زلف یار ... داد وبیداد از این روزگار ... ماهو دادن به شبهای تار .... ای وااااای محمدرضا شجریان
همین
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:06
الحمدلله