مامانی تو انقدر خوشبویی اذیت نمیشی؟
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
فکر میکردیم حسودی میکند اما جانای مامان مهربون تر از این حرفاست.امروز که لنا را در گهواره خواباندم و خواستم از اتاق بیرون بروم دستم را گرفت و چند بار گفت نه..نه..نی نی...نی نیگفتم چیکار کنم مامان؟باز گفت نی نی.گفتم برش دارم بریم تو هال...سرش را تکان داد.هر وقت گریه میکند به زبان خودش یا برایش بابیلو (پستونک) می آورد یا داد میزند پپک(پمپرز)جانان من است او..
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
لنای عزیزم به دنیا آمد و ما عاشق چشمان کشیده اش هستیم.دو روز بخاطر زردی بالایش در بیمارستان بستری شد و من با همه دردها و بخیه ها کنارش ماندم.امروز 6 روزه هست و همچنان زیر دستگاه پرتو نور.شرایط سختی است ولی شیرینی داشتن فرزندمان هر سختی را آسان کرده امروز به مهره های ستون فقراتش دست کشیدم و پوست نرم تنش و بوی عجیبش که شبیه هیچ نوزادی حتی خواهرش نیست و موهای کرکی تنش..قلب مادر استو آخ از جانا هنوز درکی از موقعیت آبجی داشتن ندارد ولی کادویش را که گرفت فکر کنم نی نی را بیشتر دوست دارد.یک روز شکلاتدر دهان نی نی بیچاره میگذارد که البتهه به دادش می رسیم و یک روز انگشت پایش را میکشد و یک روز روی سر نی نی هواپیمایش را میگذارددیشب در ماشین میگفتم موج باورت میشه ما دو تا دختر داریم؟ خدا را بخاطر همسرم و بچه هایم شکر میگویم و میدانم کجا میتوانم شکرش را به جا آورم
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
سه روز دیگر مانده تا خداوند برکت و رحمت و موهبتش را یک بار دیگر نصیبم کند..تشنه دیدار روی ماهش هستم و آغوشم منتظر گرمای تنش..
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
بیست و شش سال از رفتن مادرم میگذرد و من هر روز و هر روز و هر روز حسرت خورده ام که ای کاش بود..
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
دیدن روی ماه دخترم و همسرم پدرم و خواهرم به همه مشکلات مالی و بیماری و سختی های زندگی می ارزد
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
ندا زنگ نمیزند احوالی نمیپرسد خوشحالی و ناراحتی دیگران زیاد برایش فرقی نمیکند دلم برایش تنگ شده اما سردی کلام و رفتارش آزارم میدهد
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
یک روز قبل از روز مادر وقتی از سرکار آمد و در را باز کردم یک دسته گل نرگس روبرویم بود ..قلبم اکلیلی شد و هزار پروانه در دلم چرخید میداند عاشق گل نرگسم.آنقدر خوشحال شدم که همان لحظه احساس کردم هر هدیه ای میگرفتم به این اندازه خوشحالم نمیکرد.انگار منتهای آرزویم را کادو گرفته بودم..البته خیلی وقت ها گل نرگس میخرد اما انگار این یکی فرق میکردبعد هم کادوی روز زن را که محل کارش به حسابش واریز کرده بودند زورگیری کردماما دیشب که از خرید سوپری آمدم و تا نشستم توی ماشین یک پاکت جلویم گرفت و دوباره گفت روزت مبارک دو تا روسری خوشگل امسال حسابی سورپرایز شده اماوووفیییی این مرد چه ها که نمیکند
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
میخواستم دنیا را تغییر بدهم دنیا مرا تغییر داد ...
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور