خرید بک لینک

نویسنده: آرام - پنجشنبه 1 و چهارم فروردین ۱۴۰۲

شیر جانا را دادم

همسر را صدا زدم و آب و شربت بهارنارنج و تخم شربتی را بدستش دادم و سجاده ام را پهن کردم.سحری ام را روی سجاده ام خورد و به نماز شب مشغول شدم..

مدت ها بود نماز شب نخوانده بودم مدت ها بود نمازهای یومیه ام هم رفع تکلیف بود..نه اشکی آمد و نه حال عبادتی

ما بین نماز ناخودآگاه قتلگاه حسین علیه السلام به خیالم آمد..دیگر روضه لازم نبود .. هذا مقام عائذ بک من النار... و اشک و اشک و اشک...الهی العفو.. و من دیگر سر سجاده نبودم ..آفاق بود و آسمان و ضریح مولا

روزی ام را برسان یا علیه السلام

برچسب: نویسنده: کیانوش رضاپور تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1402 ساعت: 16:10

صفحه بندی