
نویسنده: آرام - پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۲
جانا گریه میکرد و پدرش از کار آمده و خوابیده بود بغلش کردم و رفتیم اتاق دیگر.روی سجاده همیشه پهنمان نشستم و به ذهنم رسید جانا را روی چادرنماز هدیه سفر کربلا بخوابانم.آرام شد و بازی کرد تسبیح کربلا را هم بدستش دادم..تکمیل شد آیه های نور...فرزندم آرام گرفت و خوابید
ما را در سایت گوشه ای از زندگیم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 54