لنای عزیزم به دنیا آمد و ما عاشق چشمان کشیده اش هستیم.
دو روز بخاطر زردی بالایش در بیمارستان بستری شد و من با همه دردها و بخیه ها کنارش ماندم.امروز 6 روزه هست و همچنان زیر دستگاه پرتو نور.شرایط سختی است ولی شیرینی داشتن فرزندمان هر سختی را آسان کرده
امروز به مهره های ستون فقراتش دست کشیدم و پوست نرم تنش و بوی عجیبش که شبیه هیچ نوزادی حتی خواهرش نیست و موهای کرکی تنش..قلب مادر است![]()
و آخ از جانا
هنوز درکی از موقعیت آبجی داشتن ندارد ولی کادویش را که گرفت فکر کنم نی نی را بیشتر دوست دارد.یک روز شکلاتدر دهان نی نی بیچاره میگذارد که البتهه به دادش می رسیم و یک روز انگشت پایش را میکشد و یک روز روی سر نی نی هواپیمایش را میگذارد![]()
دیشب در ماشین میگفتم موج باورت میشه ما دو تا دختر داریم؟ خدا را بخاطر همسرم و بچه هایم شکر میگویم و میدانم کجا میتوانم شکرش را به جا آورم
برچسب:
نویسنده: کیانوش رضاپور